بارون پاییزی
سلام.الان که دارم مینویسم هوا اینقدر خوب و قشنگه که آدم لذت میبره

،آخه دیشب چنان بارونی بارید که خستگی ای که از گرما و گرد و خاک تابستون به تنمون بود روکلا بیرون برد .خدا جون دمت گرم


از فروردین تا حالا بارون نیومده بود .کل خیابونای شهر پر آب بود و خیلی هم رعدو برقای شدید میزد
مهربد جونم یه کوچولو سرما خورده و صبح بردمش دکتر
دارو داده ،حالا چند روز بهش برسم خوب شه کهمریضیش به دهه محرم نرسه ،آخه سینه زنه امام حسینه پسرم و باید برا محرم سر فرم باشه.![]()
الهی من فدات شم پسر نازم ![]()
![]()
که اینقدر توی ایام مریضی صبوری و خوش اخلاقیت رو حفظ میکنی . این خصوصیتت به بابات رفته![]()
،چون من اگه یه ذره هم مریض شم کج خلق میشم حسابیییییییی ![]()
![]()
![]()
راستی دیروز هم ،مامانم ومادر شوهرم رو بردم دکتر دوتاشون دستشون درد میکنه شدیدا. انشاالله که دوتاشون خوب بشن
تابتونن برا منم بچه داری کنند![]()
![]()
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




بارون پاییزی
